تبليغاتX
تنهایی آسمان من

 دلی دریایی

بانو

مي خوام كه از ياد ببرم هرچي ازم گرفته شد

 مي خوام فراموش بكنم هر چي داشتم پنبه شده

 خنده  ي تلخ آدم ها هميشه از دلخوشي نيست

 گاهي شكستن دلي كمتر از آدم كشي نيست

 گاهي دل اونقدر تنگ مي شه كه گريه هم كم مي اره

 به حرف خيلي ساده ام / گاهي چقدر غم مي باره

------------------------------------------------------

همه مي پرسند « چرا شكسته دلت ؟ مثل آنكه تنهايي ؟ ... چقدر هم تنها !پاسخ يك دريا را در قطره نمي توان پيدا كرد ... و سخن هزاران سال را در لحظه نمي شود جستجو كرد .... حرفهاي ساده من چقدر در هزارتوي ذهن پيچيده مي شود ؟ مگر ساده تر از اين هم مي توان صحبت كرد ؟‌! من از قله نمي آيم ... دره هم جاي من نيست ... من شهسوار عشقم و عشق همراه باد هميشه فرار مي كند... جاده ترك برداشته است از استواري من ... من كوله بار خويش را بسته ام

|+| نوشته شده توسط فرقی نمیکنه کی باشه در دوشنبه 30 مرداد1385 ساعت 1:34 |
 منم اون مسافر

عشق آسمون

مسافر خسته من بار سفر رو بسته بود
تو خلوت آيينه‌ها به انتظار نشسته بود

مي‌خواست كه از اينجا بره اما نمي‌دونست كجا
دلش پر از گلايه بود ولی نمی‌دونست چرا

دفتر خاطراتشو ، رو طاقچه جا گذاشت و رفت
عكسای يادگاری‌شو ، برای ما گذاشت و رفت

دل كه به جاده می‌سپرد كسي اونو صدا نكرد
نگاه عاشقونه‌ای برای اون دعا نكرد

حالا ديگه تو غربتش ستاره سر نمی‌زنه
تو لحظه‌های بی‌كسيش پرنده پر نمی‌زنه

با كوله بار خستگی ، تو جاده‌های خاطره
مسافر خسته من ، يه عمره كه مسافره

|+| نوشته شده توسط فرقی نمیکنه کی باشه در چهارشنبه 25 مرداد1385 ساعت 0:15 |
 زدم به سیم آخر...............
 

 

تنهایی خیلی دوست دارم برم تو فکر بعضی ها

اینو واسه اون می خونم خودش می دونه که کیا

خودش اینو خوب می دونه ولی به روش نمی یار

دلو به اون راه می زنه یه وقت  نشه کم بیار

یه وقتی بود می خواستمش نمیدون منو می خواست

نمی دونستم که دیکه فلاکتم توی یک نگاه

حالا میفهمم اون روزا این من نبودم پیشه تو

بعد یه قطر اشک غم با یک نگاه گفتم برو

دور و ورم پیداد نشه بدجوری شاکیم ازت

حق ندا ری با من باشی میگیرم این حق ازت

می گن یه بار می گن دو بار نه صد تا نامردی دیگه

منم بخوام با تو باشم این قلبمه که نه میگه

دورو ورم پیداد نشه بدجوری شاکیم ازت

هر جوری خواست منو سوزوند با او ادا و ادواراش

یه جوری بد کلاس می زاشت همه می گفتن اینو باش

تو تنهایی دق بکونم بهتر تو با تو باشم................

تو خاطرش فکر می کنه که من هنوزم باهاشم

می گن که از هر دست بدی باز از همون دست می گیری

ببین چیکار کردی با من می گم ای کاش بمیری

بابا جون من بی خیال این خبرام نیست به خدا

شرتو کم کن عزیزم دلم می گه کوتاه نیا

دورو ورم پیداد نشه بدجوری شاکیم ازت

حق ندا ری با من باشی میگیرم این حق ازت

زدم به سیم آخر می خوام که از پیشم بری

این دفعه پر پرم بشی نمی تونی دیگه ازم دل ببری

 

 

 

|+| نوشته شده توسط فرقی نمیکنه کی باشه در چهارشنبه 18 مرداد1385 ساعت 23:33 |
 پری نازم

پری ناز کوچولو

رفتی و خونم شده بی نور

دلم از بی کسی خونه

نمی تونه که بخونه

حرفای نگفته مونده

ولی دل باید بدونه

اون که رفته دیگه رفته

نمی خوام دیگه بمونه

نمی خوام که باز بیایی

که چشاتو من ببینم

با خاطراتت باز جون بگیرم

باز دوباره من بمیرم

نمی خوام که باز بیایی

توی تاریکیم بسوزی

آخه حیف تو عزیزم

که بخوای با من بمونی

عزیزم سرت سلامت

هر جا رفتی هر جا هستی

برو که دنیا دو روزه

قلب تو هیچوقت نسوزه

نازنین هیچوقت نخوندم

که تورا گریون ببینم

الاهی برات بمیرم

اشکتا هیچوقت نبینم

عزیزم اینا میخونم

که دلم آروم بگیره

آخه تفلکی میسوزه

تفلکی بی تو میسوزه

پری ناز کوچولو

نگو قسمتم همین بود

نگو سرنوشت نوشته

سهم من از تو همین بود

عزیزم غمت نباشه

برو که روبرو نور

برو ما تنها میشینیم

واسیه عشقت میمیریم

|+| نوشته شده توسط فرقی نمیکنه کی باشه در پنجشنبه 12 مرداد1385 ساعت 18:43 |
 روزگار

 

ما که بختمون از اول بخت بد بیاری بود

آخر روزای خوبمون که گریه زاری بود

روزای بد می رنو روزای بدتر می یان

از دل غم زده من نمی دونم چی می خوان

روزگار چرخیدو من اسیر درما ن شدم

توی بد بیاری ها راهی زندان شدم

خلاصه ای روزگار خنجرتو به ما زدی

ولی من با این غزل می گم که اشتباه زدی

حال اشک خون به چشم اینو واست می خونم

الهی دستت بشکنه که خنجرت خورد به جونم

الهی دستت بشکنه که خنجرت خورد به جونم

 

|+| نوشته شده توسط فرقی نمیکنه کی باشه در شنبه 7 مرداد1385 ساعت 15:24 |
 غریبه

غریبه دلت گرفته میدونم
همه دنیات یه سرابه
تن تو تشنه تر از خاک کویر
توی سینت پره آهه میدونم...


غریبه ای سوخته خورشید عشق
تار و پود تو گسسته
میون غنچه پاک قلب تو
خنجر رفیق نشسته می دونم...


غریبه به اشک سرخ تو قسم
درد عشق منو تو دردی حقیره
ببین اون کنج خرابه های شهرو
که داره کودکی از سرما میمیره

غریبه اون ور دنیا رو نگاه کن
جنگ و خون ه و نفس مرغی اسیره
میرسه از گرد راه گوله سربی
نه فقط عشق حتی دنیا رو میگیره


غریبه دلت گرفته میدونم
با تو تا غروب غمها میمونم
دیگه بسه نذار از آوارگی ها بخونم

غریبه زندگی سخته , آره سخته
اما خوب باید شکستو دم نزد
باید از زهر صبوری سر کشید
به شراب سرخ کینه لب نزد

|+| نوشته شده توسط فرقی نمیکنه کی باشه در یکشنبه 1 مرداد1385 ساعت 15:11 |

*
*
*
*
*
*
*

span style="filter:Glow(color=FF0000,strength=3);height:0px;">