آسون نشو ای همسفر ویرون نشو ای در بدر
منا بگیر از همه منا به خلوتت ببر
معجزه کن خاتون من
تولدی دوباره کن
منا ببر به حادثه
شبا پر از شراره کن
ستاره پر پر می کنی ای نازنین گریه نکن
پروانه آتش می زنی تو این چنین گریه نکن
گریه نکن ای شب زده ای شب نشین گریه نکن
گریه نکن خاتون من گریز من
برای این دربدر بی سرزمین گریه نکن
گریــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه نکن
ای دربدر

نازنینم ، نازنینم ، بخدا عاشقترینم
نازنینم ، نازنینم ، بخدا عاشقترینم
هزاران گل تو گلخونه نشسته
شقایق و بنفشه دسته دسته
ولی عاشق تو ای نازنینم
به هیچ گلی بجز تو دل نبسته
ببین کوچ پرستوها به سوته
سپیده آینه ای در روبه رو ته
همون عشقی که مارو دربه در کرد
عزیزم ، نازنینم ، عطر و بوته
برای توست که دشت پر از قشنگی ست
هميشه آسمونها لاجوردی ست
برای توست که رودخونه روونه
همینه تا افق رنگین کمونه
نازنینم ، نازنینم ، بخدا عاشقترینم
نازنینم ، نازنینم ، بخدا عاشقترینم
نبینم اشکی از چشمات بباره
کسی بر روی قلبت پا بذاره
بمیرم تا که اون روز رو نبینم
تو چشمات نازنینم سایه غم
همه بهارو بعد از تو شناختن
شب یلدا رو از موی تو ساختن
همون ها که ستاره نام گرفتند
از اون چشمای تو الهام گرفتند
تو خورشیدی که شب رو می سوزونی
تو برکه رو به دریا می رسونی
به هر جا پا بزاری تو بهاره
کویر زیر قدمهات سبزه زاره
بذار منت به من ای بهترینم
تا مثله خاک به زیر پات بشینم
به درگاه خداوند من چه کردم
که از لطفش بمن داد نازنینم
که از لطفش بمن داد نازنینم..
وقتي با خنده از خواب بلند ميشي بدون که يه عاشقي
وقتي تو آينه کسي رو بجز خودت ديدي بدون که يه عاشقي
وقتي با عجله و بدون اينکه چيزي بخوري از خونه رفتي بدون که يه عاشقي
وقتي که پله ها رو چند تا چند رفتي پايين بدون که يه عاشقي
وقتي تو خيابون آواز خوندي و رقصيدي بدون که يه عاشقي
وقتي يه گل رز خريدي بدون اينکه بوش کني بدون که يه عاشقي
وقتي روي صندلي پارک برعکس همه مي شيني بدون که يه عاشقي
وقتي يه گل رز رو بوييدي و دادي به کسي بدون که يه عاشقي
وقتي با تمام وجودت گفتي دوستت دارم بدون که يه عاشقي
وقتي که عکسش رو روي يه درخت پير کشيدي بدون که يه عاشقي
وقتي بخاطر يه سکه به همه روانداختي بدون که يه عاشقي
وقتي بهت گفت دوستت داره بدون که يه عاشقي
وقتي به اون فکر ميکني بدون که يه عاشقي
وقتي باهات دعوا مي کنه و راحت دلت رو ميشکونه بدون که يه عاشقي
وقتي خيابونها رو بدون اونکه بشماريشون طي کردي بدون که يه عاشقي
وقتي روي همون صندلي مثل همه نشستي بدون که يه عاشقي
وقتي اون گل رز رو نبوييده پر پر کردي بدون که يه عاشقي
وقتي اون تنه درختي رو که عکسش رو روش کشيدياز بين بردي بدون که يه عاشقي
وقتي به خودت دروغ ميگي که دوستش نداري بدون که يه عاشقي
وقتي شام نخورده ميري تو رختخواب بدون که يه عاشقي




_small.jpg)






