مهتاب عشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تقدیم به همه ی عاشقا
سلام بهونه قشنگ من برای زندگی
اره بازم منم همون دیونه همیشگی
فدای مهربونیات چه می کنی با سرنوشت
دلم واست تنگ شده بوداین نامه روواست نوشت
حال منواگه بخواهی رنگ گلای قالیه
جای نگاه عاشقت بدجوری توی صحن چسام خالیه
ابراهمه پیش منن اینجاهواپرازغمه
ازغصه هام هرچی بگم جون خودت بازم کمه
راستی دیشب دلم گرفته بودرفتم کناراسمون
فریادزدم یاتوبیا یامنوپیشت برسون
قدای تونمی دونی بی توچه دردی کشیدم
حقیقتو برات بگم به اخرخط رسیدم
رفتی ومن تنهاشدم باغصه های زندگی
قسمت توسفرشدوقسمت من اوارگی
به خاطرمونده یکی همیشه چشم به راهته
یک قلب تنهاوکبود هلاک یک نگاهته
من می دونم همین روزاعشق من ازیادت می ره
بعدش خبرمیدن بیاکه داره عشقت می میر
روزابلندی کوتاه دوست شدی اونجاباکسی
بیش ازاین منو نذارتوغصه ودلواپسی
یه وقت منوگم نکنی تودوداون شهرغریب
یک سرزمین غربت باصدتانیرنگ وفریب
فدای تویک وقت شبابی خوابی اذیتت نکنه
غم غریبی عزیزم سردوشکستت نکنه
اگربرات زحمتی نیست برسرعهدمون بمون
من توروسپردمت دست خدای مهربون
I LOVE YOU
دوست دارم:
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
چطور دلت اومد تنهام بذاری
چرا از من گذشتی خیلی ساده
تو که دونستی زن پیاده
جوونی شو پی عشق تو داده
شنیدم گفتی از عاشقی سیرم
نگفتی با خودت یوقت بمیرم
حالا حق دل و از کی بگیرم
چرا از من گذشتی بی تفاوت
نه انگار عشقی بود نه روزگاری
نه پاییز و زمستون نه بهاری
چطور دلت اومد تنهام بذاری
}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}

دردم را به که بگويم
دردم را به که بگویم چه کسی مرا خواهد فهمید او رفت خیلی ساده
خیلی ساده میگویم تو هم ساده بشنو اما سخت بود رفتنش
اه خدای من دلم میخواست کسی می بود که مرا بفهمد و درکم کند
عشق واژه مقدسی است کاش همه این را درک میکردند انوقت بود که
دیگر بیوفایی در دلها جایی نداشت
اه عشق عشق عشق
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
مهتاب عشق
بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به بدنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم ان عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید
یادم امد که شبی باهم از ان کوچه گذشتیم پر گشودیم و در ان خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب ان جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت
اسمان صاف و شب ارام بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در اب شاخه ها دست بر اورده به مهتاب
شب و صحرا گل و سنگ همه دل داده به اواز شباهنگ
یادم اید تو به من گفتی از این عشق حذر کن لحظه ای چند بر این اب نظر کن
اب ایینه عشق گذران است تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت با دگران است تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
باتوگفتم حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی من نگسستم نرمیدم باز گفتم که تو صیادی و من اهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم
اشکی از شاخه فرو ریخت مرغ شب ناله تلخی زدو بگریخت
اشک در چشم تو لرزید ماه بر عشق تو خندید
یادم اید دگر از تو جوابی نشنیدم پای در دامن اندوه کشیدم نگسستم نرمیدم
رفت در ظلمت شب ان شب و شبهای دگر هم نگرفتی دگر از عاشق ازرده خبر هم
نکنی دیگر از ان کوچه گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از ان کوچه گذشتم.....
به یاد عشق از دست رفته
یا حق
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
سهم من
می گیره
سهم من از دنیا انگار همین قفس طلایی بود
از سهم عاشقی فقط قسمت من جدایی بود
توی چشمات دیگه نیستش یه نگاه مهربون
دیگه انگار نمی خوای باشی برام یه همزبون
برو ولی غصه من یه روزی پایون می گیره
یه روزی این شکسته دل دوباره سامون می گیره
کلاغ قصه منم یه روز به خونش می رسه
قناری مرده دل باز دوباره جون می گیره
تیک تیک ساعتم داره رفتنتو داد میزنه
لحظه ها ثانیه ها طاقت انتظار دارن
می گذرنو نمی دونن به روز من چی می یارن
می دونم یادت نمیاد اون همه حرف قشنگ
می دونم دیگه شدی حالا مث یه تیک سنگ
برو ولی غصه منیه روزی پایون
|
+| نوشته شده توسط فرقی نمیکنه کی باشه در جمعه 15 مهر1384 ساعت 11:19
|